جلال جلالى زاده
62
مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )
اشاره به ثبوت نسبت براى پدر مىكند ، هرچند خود جمله براى اثبات نفقه است . إشاره نص : دلالت لفظ بر حكمى كه مستقيما موردنظر نيست و ساختار متن بر آن دلالت نمىكند ، ولى براى حكمى كه كلام براى آن ساخته شده ، لازم است و از هرسو ظاهر نيست . يا به وسيلهى كلام فهميده مىشود ، ولى با نوعى تأمل و تفكر ، ولى مراد از كلام آن نيست ، مانند اينكه كسى به چيزى كه در مقابل اوست ، نگاه كند و چيزهاى ديگرى را ببيند ، چيزهايى كه در اطراف ديده است ، از طريق اشاره تبعى بوده نه مقصود اصلى . آنچه كه لفظ بر آن دلالت مىكند ، ولى نه به وسيلهى عبارت ، بلكه نتيجهى عبارت است : يعنى از كلام فهميده مىشود ، ولى از خود عبارت استفاده نمىشود . مانند آيهى « فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَواحِدَةً أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ » ( نساء / 3 ) . اين آيه دلالت دارد كه اگر مسلمان در بين زنهايش عدالت را رعايت نكند جايز نيست با بيشتر از يك زن ازدواج كند و با اشاره فهميده مىشود كه عدالت در رفتار با همسر هميشه واجب است ، چه يك زن باشد و چه دو زن . إشتراط : استثنا إشتراك : يعنى اينكه يك لفظ داراى چند معناى مختلف يا داراى افراد زيادى باشد . اگر لفظ براى بيشتر از يك معنا وضع شده باشد ، مشترك لفظى است و اگر داراى افراد زيادى باشد - كه معناى لفظ بر آنها قابل انطباق باشد - مشترك معنوى ناميده مىشود . إشتقاق : ساختن لفظى از لفظ ديگر به شرط تناسب در معنا و تركيب و مغايرت در صيغه ، كه بر سه قسم است : 1 - صغير 2 - كبير 3 - اكبر . صغير مانند ضرب و ضرب كه در بين دو لفظ متناسب در حروف و ترتيب است . كبير مانند : جبذ و جذب كه تناسب در معنا و لفظ است ، ولى در ترتيب نيست . اكبر مانند : نعق و نهق كه تنها در مخرج تلفظ در بين دو لفظ تناسب است . إصابة : نايل شدن ، درك كردن موافقت اجتهاد هرمجتهدى دربارهى حادثهاى با حكمى كه در نزد خداوند دربارهى آن حادثه مقرر شده است . كل مجتهد مصيب ، يعنى اجتهاد هر